دست...

دست هایم به آرزو هایم نرسید...آنها بسیار دورند...

اما درخت صبرم میگویید:امیدی هست...دعایی هست...

خدایی هست

نا امیدی برای چه؟؟؟

 

 

[ ۱۳٩۳/۳/٢٥ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ به قلم دختر خسته ای به نام نازنین فاطمه** ] [ نظرات () ]