باز باران..

باز باران با ترانه

میخورد بربام خانه

خانه ام کو؟

خانه ات کو؟

ان دل دیوانه ات کو؟

روز های کودکی کو؟

فصل خوب زندگی کو؟

یادت اید روز باران

گردش یک روز دیرین!

پس چه شد دیگر کجا رفت؟

خاطرات خوب شیرین؟

در دل این کوی بن بست..

در دل تو ارزو هست؟؟

کودک خوشحال دیروز,غرق در غم های امروز

یاد باران رفته ازیاد...

ارزو ها رفته بر باد

باز باران

بی بهانه

شایدم کم کرده خانه...

[ ۱۳٩۳/٤/۱۱ ] [ ۳:٤٥ ‎ب.ظ ] [ به قلم دختر خسته ای به نام نازنین فاطمه** ] [ نظرات () ]